نامه حسین رونقی به روحانی: به قول میرحسین «از دروغ خسته شد‌ه‌ایم»/ زندان تاثیری در عقاید من ندارد
🕓  چهارشنبه, ۲۳ام دی, ۱۳۹۴ /   نظرات
Hosein-Ronaghi-Amadnews

«آمدنیوز»/ گروه حقوق بشر- حسین رونقی ملکی زندانی سیاسی زندان اوین که از تاریخ ۲۹ خردادماه ۱۳۹۴ در مرخصی درمانی به سر می‌برد، در تاریخ دهم مردادماه سال ۱۳۹۲، نامه‌ای را از بند ۳۵۰ زندان اوین خطاب به حسن روحانی نوشت که آن نامه حاوی روایاتی از نارسایی‌ها و ضعف‌های متعدد قوه قضائیه جمهوری اسلامی بوده است.

به گزارش «آمدنیوز»، حسین رونقی ملکی که از ۲۹ خردادماه ۱۳۹۴ با وثیقه یک میلیارد و چهارصد میلیون تومانی به مرخصی درمانی آمده است، اکنون با فشارهای زیاد دادستانی تهران برای بازگشت به زندان مواجه است، به طوری‌که این دادستانی وثیقه سنگین این زندانی سیاسی را به صورت غیرقانونی توقیف کرده است.

رونقی در بخشی از نامه خود به حسن روحانی که در مردادماه ۱۳۹۲ (همزمان با آغاز ریاست‌جمهوری وی) نوشته شده، آورده است: «تجربه دولت اصلاحات به همه نشان داد که قدرت رئیس‌جمهور برای اصلاح امور تا چه میزان محدود است و هنگامی که تصمیم گرفته شود همین قدرت محدود، به طور کلی مهار شود، تا چه اندازه نیز غیر موثر است بنابراین اینجانب انتظار ندارم که حضرتعالی فرا‌تر از حوزه اختیارات‌تان بتوانید دستگاه قضایی نابسامان کنونی را سامان دهید اما در گفتگوهایی که با عالی‌ترین مقامات نظام خواهید داشت می‌توانید مطرح بفرمایید که آیا بهتر نیست به جای آن‌که اندیشمندان و نخبگان و انسان‌های آزادی خواه و میهن دوست را به اتهامهای امنیتی و ساختگی به زندان بیفکنند، آنانی را که بیت المال را غارت می‌کنند و با بی‌تدبیری و بی‌کفایتی، این سرزمین را به تباهی می‌کشانند محاکمه کنند؟»

با توجه به اجبار دادستانی تهران و توقیف وثائق «حسین رونقی ملکی» برای وادار ساختن وی در بازگشت به زندان، متن نامه این زندانی سیاسی به حسن روحانی که در مردادماه ۱۳۹۲ نگاشته شده، منتشر می‌شود:

وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینا
آنانکه مردان و زنان باایمان را بدون جرم و بی‌گناه بیازارند “بترسند” که دانسته گناه و افتراء بزرگی را مرتکب شده‌اند. ۵۸ / احزاب

جناب آقای دکتر حسن روحانی
رئیس جمهور منتخب ایران
با سلام و عرض ادب

من نگارنده این نامه، سیدحسین رونقی ملکی، ۲۸ ساله، زندانی سیاسی هستم که به جهت فعالیت‌های حقوق بشری به ۱۵ سال زندان محکوم شده‌ام و اکنون نزدیک به ۴ سال است، به جز یک دوره چند ماهه به دلیل اخذ مرخصی استعلاجی، در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می‌برم. اخیرا هم به جرم کمک به زلزله زدگان آذربایجان به دو سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده‌ام؛ اجازه بدهید پیش از آن‌که دلایل نوشتن این نامه را توضیح دهم، انتخاب حضرتعالی را به عنوان رئیس‌جمهور منتخب مردم ایران تبریک بگویم. چنان که یقینا بیش از من اطلاع دارید، پس از گذشت چندین سال تاریک و پر ادبار، اکنون چشم‌های بی‌شماری به جنابعالی دوخته شده است تا مگر اندکی از خرابی‌ها و ویرانی‌های ایجاد شده و حصر و سرکوب‌های به عمل آمده جبران گردد. عدم پاسخ‌گویی و رسیدگی مسئولان در تمامی این سال‌ها، رازی نیست که بر کسی پوشیده باشد و همین امر باعث شده است من که نگران آینده کشور و سرزمینم و تضعیع حقوق مردم و قانون شکنی‌ها و فسادهای بی‌پایان هستم، مبادرت به نوشتن این نامه کنم و انتظار داشته باشم که جنابعالی به عنوان ر ئیس جمهور منتخب در جهت اصلاح، بیش از پیش تلاش بفرمایید.

جناب آقای دکتر روحانی
قوه قضاییه که به نص قانون اساسی مرجع تظلمات و رسیدگی عادلانه به منازعات است اکنون خود به یکی از مراجع ستم به مردم تبدیل شده است. بگذارید برای اثبات این ادعا از گفته‌های مقام‌های قضایی و امنیتی نقل کنم و این‌که دادستان تهران به صراحت به اینجانب اعلام کردند که در مورد ما «زندانیان سیاسی» تصمیم گیرنده نهایی نهادهای اطلاعاتی – امنیتی هستند. یا این‌که دادیار ویژه امنیت عنوان کردند که در مورد مرخصی استعلاجی و درمان من، منتظر نظر و دستور اطلاعات سپاه هستند. یا این‌که بازجویان گفتند که قاضی تصمیم گیرنده نیست و خودشان پرونده‌ها را پیش می‌برند. مطمئنا مقامهای قضایی و امنیتی، واقعیت را بیان می‌کنند اما متاسفانه ریاست محترم قوه قضاییه بنا به مصالحی، خلاف واقع می‌گویند که از صیانت از استقلال قوه قضاییه و اداره مقتدرانه آن سخن به میان می‌آورند و عنوان می‌کنند که قاطعانه از هرگونه حرکت تعدی گونه و دخالت نابه جا ممانعت خواهند کرد و به نظر می‌رسد اصولا فاقد چنین قدرت یا اختیاراتی هستند. بنابراین با کمال تاسف باید پذیرفت برخی از اصول قانون اساسی و حقوق اساسی مردم با مصلحت اندیشی و تشخیص شخصی در قوه قضاییه متوقف شده یا نادیده انگاشته می‌شود و براین نکته نیز صحه گذاشت که مردم امنیت قضایی ندارند و بسیاری از رفتار‌ها و مواضع در قوه قضاییه تحت تأثیرحوادث سیاسی است. به دلیل همین مصلحت هاست که اساسا وجود زندانی سیاسی را در ایران انکار می‌کنند و حقوق اساسی آن‌ها را نادیده می‌گیرند.

جناب آقای دکتر حسن روحانی
تجربه دولت اصلاحات به همه نشان داد که قدرت رئیس‌جمهور برای اصلاح امور تا چه میزان محدود است و هنگامی که تصمیم گرفته شود همین قدرت محدود، به طور کلی مهار شود، تا چه اندازه نیز غیر موثر است بنابراین اینجانب انتظار ندارم که حضرتعالی فرا‌تر از حوزه اختیارات‌تان بتوانید دستگاه قضایی نابسامان کنونی را سامان دهید اما در گفتگوهایی که با عالی‌ترین مقامات نظام خواهید داشت می‌توانید مطرح بفرمایید که آیا بهتر نیست به جای آن‌که اندیشمندان و نخبگان و انسان‌های آزادی خواه و میهن دوست را به اتهامهای امنیتی و ساختگی به زندان بیفکنند، آنانی را که بیت المال را غارت می‌کنند و با بی‌تدبیری و بی‌کفایتی، این سرزمین را به تباهی می‌کشانند محاکمه کنند؟ یا به جای آن‌که دختران و زنان این سرزمین را به جرم بدحجابی که به گفته آیت الله خامنه‌ای، «چه بخواهیم چه نخواهیم، انتخاب نوعی ازسبک زندگی است»، بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار دهند؛ قاضی‌ای را که در جریان واقعه تلخ کهریزک مجرم شناخته شد و در عوض وی را در راس یکی از بزرگ‌ترین نهادهای کشور منصوب کردند به درستی و عادلانه محاکمه و مجازات کنند؟ بازداشت کنند؟ آیا آن‌ها نمی‌دانند اجبار به امری که از امور شخصیه و خصوصی یک فرد محسوب می‌شود برخلاف شرع اسلام و قرآن است. چنان که آیه ۹۹ سوره یونس به صراحت می‌گوید: «آیا تو می‌خواهی مردم را، با اکراه و اجبار بی‌ آن‌که خود خواسته باشند، وادار کنی تا ایمان بیاورند؟» و نیز آیه ۱۰۸ سوره یونس می‌گوید: «بگو‌ای مردم، این‌که شما را حق از سوی پروردگارتان آمد، پس هر که راه یابد جزاین نیست که به سود خویشتن راه می‌یابد و هر که گمراه شود، همانا به زیان خویش گمراه می‌شود و من بر شما نگهبان نیستم.» این آیات تصریح دارند که قبول هر اعتقادی از جمله معتقدات مذهبی اجباری نیست، گرچه اعراض از حق موجب گمراهی و در ‌‌نهایت خسران و عذاب الهی می‌شود.

جناب آقای دکتر روحانی
بسیاری از ما که تصور می‌کنیم تنها به جرم وطن دوستی و دلسوزی برای سرزمین‌مان در زندان هستیم، می‌پرسیم چرا از رئیس دولتی که روزگاری دولت محبوب آیت الله خامنه‌ای تلقی می‌شد به خاطر دروغ‌های که به مردم گفت و کمر به ویران کردن ایران بست و مردم را در دشوار‌ترین و سخت‌ترین شرایط زندگی قرار داد بازخواست نمی‌شود اما میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و صد‌ها زندانی سیاسی به دلیل ایستادگی در مقابل استبداد و دفاع از رای و حقوق مردم، همچنان مورد کم لطفی حاکمیت قرار می‌گیرند؟ چرا مجلس که خانه ملت است و در رأس امور! امروز هیچ نقشی به عنوان قانون‌گذار و پاسدار قانون ایفا نمی‌کند؟ آیا نباید رئیس نیروی انتظامی را در قبال برخوردهای قرون وسطایی از جمله شلاق زدن، شوک الکتریکی و کتک زدن، آویزان کردن و توهین و بی‌حرمتی به متهم که در اکثریت بازداشتگاه‌های پلیس آگاهی و اطلاعات – امنیت توسط ماموران خودسر و قانون شکن صورت می‌گیرد، که مرگ ستار بهشتی در بازداشتگاه پلیس فتا گواه مسلم وجود چنین برخوردهای است، وادار به پاسخ‌گویی کرد؟ استقلال قوه قضاییه با حضور افراد مجرم در رأس دستگاه‌های اجرایی کشور امکان‌پذیر نیست، همان‌گونه که قانون‌مداری قوه قضاییه با وجود دادگاه‌های انقلاب قابل تصور نیست. به نظر حضرتعالی که از سابقه طولانی فعالیت در بالا‌ترین سطوح کشور برخوردارید و یقینا از زوایای مشکلات کشور مطلعید، چه کسی به نهاد‌های اطلاعاتی – امنیتی و نظامی چنین اختیاراتی داده است که این سرزمین را این گونه و به طور کامل بدست گرفته‌اند و چنین جولان می‌دهند؟!

حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر حسن روحانی
واقعیت این است که متاسفانه ایران ما آن‌چنان که بیش از یکصد سال پیش مرحوم آیت الله نایینی گفت اسیر استبداد زیر پرده دین است. همچنین نباید فراموش کنیم سخنان آیت الله طالقانی را که در تعقیب نظریه نایینی گفته است: «از قوای پاسدار استبداد، شعبه استبداد دینی است. کار این شعبه این است که مطالب و سخنانی از دین یاد گرفته و ظاهر خود را آن طور که جالب عوام ساده باشد، می‌آرایند و مردمی را که از اصول و مبانی دینی بی‌خبرند و به اساس دعوت پیمبران گرام آشنایی ندارند، می‌فریبند و مطیع خود می‌سازند و با این روش فریبنده، به نام غمخواری دین و نگهداری آئین، ضل الشیطان را بر سر عموم می‌گسترانند و در زی راین سایه شوم جهل و ذلت، مردم را نگه می‌دارند. این دسته چون با عواطف پاک مردم سروکار دارند و درپشت سنگر محکم دین نشسته‌اند، خطرشان بیشتر و دفعشان دشوار‌تر است.» دینی را که از آن دم می‌زنیم و به آن گرایش داریم و افعال و کردار ما از آن نشأت می‌گیرد چه دینی است و کتابش که احکام و دستورات آن دین را از آن اخذ می‌کنیم، چه کتابی است؟ اگر مرادمان از آن دین، اسلام و کتابش قرآن است که در آنجا به صراحت تمام رفتارهای این سال‌ها را از سرکوب مردم و اجازه خروج میلیارد‌ها دار از بیت المال و ایجاد اختناق و استبداد به وسیله حکومت و دولت را محکوم و آن را مخالف با اسلام معرفی نموده است.

جناب آقای دکتر روحانی
اینجانب به عنوان یک ایرانی که از جانب حاکمیت فتنه‌گر، خس و خاشاک و عامل بیگانه مورد خطاب قرار گرفته‌ام و شاهد بودم که چگونه بسیجیان از پایگاه بسیج مردم را گلوله باران کردند و گناه این جنایت را به دوش مردم بی‌دفاع انداختند، طبیعتا حق خود نمی‌دانم که بازجویان وزارت اطلاعات به من بگویند «مرگ من تداوم جمهوری اسلامی را در پی خواهد داشت». من اگر فریادی زده‌ام، فریاد علیه ظلم، ستم و ناروایی‌های حاکم بوده است. من اگر نوشته‌ام، از درد‌ها نوشته‌ام، از هجوم به زندگی خصوصی‌مان نوشته‌ام، از تجاوز به حقوق‌مان و توهین به عقایدمان نوشته‌ام. من اگر در صفی ایستاده‌ام که دانشجویان، کارگران، زنان و مردم ایران ایستاده‌اند به خاطر آن است که همچون آنان از وضعیت کنونی سرزمینم ناراضی‌ام و از آن رنج می‌برم. باید باور کنیم که هستند انسان‌های که برای این سرزمین و در راه عدالت و آزادی از جان خود گذشته‌اند و می‌گذرند. آن‌ها نه به جایی وابسته‌اند و نه هیچ کجای دنیا را به ایران عزیز‌تر از جان‌مان ترجیح می‌دهند؛ ما به قول میرحسین موسوی «از دروغ خسته شد‌ه‌ایم» و بازداشت، تحت فشار قرار دادن و زندان هیچ تاثیری در عقیده و ایمان من و همراهانم ندارد و عقاید و افکار ما را نمی‌توان در زندان اسیر کرد. اعتراض ما به قانون شکنی‌ها و قانون گریزی هاست، به ناروایی‌ها و بی‌عدالتی‌های حاکم.

جناب آقای دکتر روحانی
اجازه می‌خواهم برای ارائه یک نمونه از وضع اسف‌بار سیاسی و امنیتی کشور، به واقعه‌ای که شخصا شاهد یا بهتر بگویم درگیر آن بوده‌ام، اشاره کنم. سال گذشته در حادثه دردناک زلزله آذربایجان که اینجانب و گروهی دیگر از امدادگران برای کمک به هم میهنان آسیب دیده‌مان به مناطق زلزله زده شتافته بودیم، به چه اتهامی بدون ارائه هیچ مدرکی، بازداشت، مضروب یا مجروح شدیم؟ تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق پخش نان کپک زده و کنسرو فاسد، تمرد از حکم قضایی و مقاومت در برابر مأموران و مشارکت در اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه کشور از طریق مخابره اخبار به رسانه‌های بیگانه، سیاه‌نمایی و دروغ‌گویی در مورد ارگان‌های مختلف، ارسال خبر دستگیری پیش از دستگیری، تهیه و توزیع پرسشنامه‌های با محوریت مخالفت با نظام جمهوری اسلامی، تهیه کلیپ‌های صوتی و تصویری حاوی توهین به امام خمینی و رهبری به انگیزه پخش در کمپ، انهدام و آتش زدن کالاهای غیر مجاز و فاسد پیش از رسیدن مأموران و رصد اخبار ماهواره‌ای، از جمله اتهامات واهی و ساختگی‌ای بود که اداره اطلاعات تبریز با همراهی معاونت امنیت دادستان تبریز در کنار اتهام دروغین دیگری همچون تبلیغ به نفع بهاییت و وهابیت به دلیل حضور هم میهنان و امدادگران بهایی در کمپ بر ما وارد کرده است. این اتهامات در حالی است که اجتماع صورت گرفته در کمپ سرند به گواه همگان برای امدادرسانی و کمک به زلزله زدگان و آسیب دیدگان و نهایتا در جهت تأمین منافع ملی بوده است. این امر البته اتفاق تازه‌ای نیست. زیرا امروزه هر انسان آزاده و میهن پرستی که به فکر منافع ملی و مردمانش باشد با اتهاماتی همچون توهین به ارزش‌های نظام، اقدام علیه امنیت ملی و صد‌ها اتهام دیگر مواجه می‌شود که اتهامهای وارده، پرونده ساخته شده و حکم صادره برای ما گواه همین ماجراست. بار‌ها به عنوان یک جوان ایرانی، چه در مواجهه با مسئولان امنیتی و چه در نامه به مقام‌های کشور، گفته‌ام که بترسیم از آینده این رویه که بحران‌های موجود را به مرحله‌ای غیرقابل حل خواهند رساند. همان‌گونه که امام علی (ع) فرموده‌اند بی‌گمان، قانون شکنی‌ها و منطق ستیزی‌ها، آدمی را در دین و دنیایش به گرداب تباهی می‌کشاند.

جناب آقای دکتر حسن روحانی
همه ما می‌دانیم که روزهای سختی را در پیش رو دارید. جنابعالی بهتر از هر کس دیگری از مشکلات کشور مطلع هستید و می‌دانید پاسخ دادن به مطالبات مردم محروم تا به چه اندازه دشوار است. من به عنوان یک زندانی سیاسی بر این امر آگاهی دارم که نباید با افزایش مطالبات، یادآوری مداوم تباه‌کاری‌های این سال‌ها و دامن زدن به نا‌امیدی‌ها عرصه را به شما تنگ کرد. شما با شعار تدبیر، امید و اعتدال آمده‌اید و مردم، بی‌شائبه اعتماد خود را نثار حضرتعالی کرده‌اند. یقینا تجربه و دانش شما عبور از مسر بحران‌های موجود را هموار خواهد کرد و حامیان سرکوب و استبداد خواهند دید که آزادی و پیشرفت است که امنیت و استقلال کشور را تضمین و تامین خواهد کرد.

آه اگر آزادی سرودی می‌خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ئی،
هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جای نمی‌ماند
سالیان بسیار می‌بایست
دریافتن را
که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی است
که حضور انسان آبادانی است.
احمد شاملو
با امید به توفیق و پیروزی شما
سید حسین رونقی ملکی
زندان اوین – بند ۳۵۰
دهم مردادماه سال ۹۲

Letter from Hossein Ronaghi to Hassan Rouhani:
It is freedom and progress that will create security and guarantee the independence of the country.
“And those who harm believing men and believing women for [something] other than what they have earned have certainly born upon themselves a slander and manifest sin.”
Ahzab/58
Honorable Dr. Hassan Rouhani, president of Iran,
Greetings with my regards,
I, Seyed Hossein Ronaghi Maleki, 28 years old, am a political prisoner who was sentenced to 15 years in prison for my human rights work. I have spent the past 4 years behind bars in Evin prison Ward 350 with only one release on furlough for a few months to tend to my medical needs. Before I explain the reason for writing this letter I would like to congratulate you on becoming the president of the people of Iran and I pray that god will guide you in the tough road you have ahead. As you are well aware more than I am, after 8 years of wretched darkness, many eyes are upon you to alleviate some of the damage and destruction, and compensate for the illegal detainment and repression of the people. The lack of accountability and irresponsibility of those in charge during these years is known by everyone. Considering the present state of affairs, I am worried for the future of the country. I have great concern for the boundless corruption, for the violation of the basic rights of the people and blatant disregard for the law on the part of those in charge. I have therefore resorted to writing this letter in the hopes that you as president will make every effort towards reform.

Honorable Dr. Rouhani,
The Ministry of Justice that is meant to uphold the constitution, handle grievances and deal with conflict in a fair manner has turned into an oppressor of the people. As an example that demonstrates my claim, echoing some of the judiciary and security officials, the Tehran Prosecutor told me that it is the security and intelligence apparatus that make the final decisions regarding political prisoners. And for consideration of granting me medical furlough, the Deputy Prosecutor said that they are waiting for instructions from the IRGC Intelligence unit. The interrogators say that the judge is not the one who makes the decision and they are the ones who decide. Surely the judicial and security officials are speaking the truth, and unfortunately the Head of the Judiciary is incorrect when he states that the judiciary is an independent organization that is powerful and has a voice. The Ministry of Justice claims that it is resolute in preventing any violation, abuse or attempt at intervention in its matters, however it is evident that those in charge of the judiciary do not have the power to do as they claim. So unfortunately one has to admit that some of the main laws of the country are obstructed and the fundamental rights of the people are ignored or violated by a judicial apparatus that makes decisions based on personal views and objectives. The point must be contemplated that the people of the country do not have legal security, and most of the behavior of the judiciary is directly related to the political atmosphere. It is due to this self-interest that essentially political prisoners exist in Iran and their basic human rights are ignored.

Honorable Dr. Rouhani,
The experience of the previous reform government was a testament to the limitations of the power of the presidency therefore I do not have any preconceived notions that you will be able to regulate our current chaotic judiciary apparatus but you can in talks with top officials suggest that instead of detaining bright talented youth who are freedom loving and want to serve their country and throwing them in prisons based on trumped up security charges, to focus on those who have plundered the treasury and due to their imprudence and incompetence tried to draw this country into ruin. Or why harass and arrest the women of this land with “crimes” such as “bad hejab” when according to Ayatollah Khamenei “whether we like it or not choice is one of life’s motives?” The judge who was convicted guilty of committing the appalling crimes in Kahrizak was put in charge of one of the largest institutions in the country. Was this his rightful punishment when he should be brought to justice, not dole it out? Do they not know that putting demands on how people conduct their private lives and affairs is against Islam and the teachings of the Quran? According to Surah Yunus/99, “And had your Lord willed, those on earth would have believed – all of them entirely. Then, [O Muhammad], would you compel the people in order that they become believers?” And according to Surah Yunus/108, “Say you, ‘O people! The truth has come to you from your Lord, then who ever came aright, he came aright for his own good, and whoever strayed, strayed against himself and I am not a guardian over you.” These verses state that accepting any faith is a decision made by each that cannot be mandated by force. However infringing on the rights of another is a punishable sin.

Honorable Dr. Rouhani,
Many of us who assume we are imprisoned for the crime of having compassion and loving our country ask why it is that there is no accountability for the former head of the state – who used to be favored by Ayatollah Khamenei – for the lies he told the people, for the havoc and instability he caused in Iran, and for putting the people in the most difficult and strenuous living conditions. Yet the ruling apparatus has no care for Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karoubi and Zahra Rahnavard along with hundreds of political prisoners – because they stood up to dictatorship, defended the people’s rights and their votes – so they are the ones mistreated in this way? Why is it that the Parliament that is at the helm and is the home of the people today plays no role in writing and safeguarding the laws of the land? Should the head of the police force not be held accountable for the violent behavior of rogue officials at most intelligence detention centers who break the law by engaging in medieval atrocities towards the accused such as whipping, applying electric shock, hanging from the ceiling, beating up and using vulgar profanity? The death of Sattar Beheshti at the FATA detention center is clearly the result of this type of assault. The independence of the Ministry of Justice is unattainable with the presence of criminals in the ruling apparatus of the country. At the same time it is impossible for the revolutionary courts to hold up the laws of the judiciary. Your Excellency has a long history of positions in the highest levels of the government and you are clearly well aware of the country’s predicament. Who has given such powers to the military, Intelligence and Security agencies that has allowed them to take this land in their clutches and create such a spectacle?

Honorable Hojatoleslam Dr. Rouhani,
Unfortunately the reality of today’s Iran is what the late Ayatollah Naeini said hundreds of years ago. “Tyranny and despotism are veiled by religion and the most intolerable form of tyranny is the tyranny imposed by a religious state.” We also cannot forget the words of the late Ayatollah Taleghani who warned against the return of despotism who said in accordance to the Naeini Theory that “tyranny can arrive from theocracy. In a theocracy, a branch is responsible for simplifying the teachings of religion. But in the name of religion inaccurate content can be created to generate obedience out of people who are not familiar with the fundamentals of religion and the teachings of the prophet. In the name of religion people can be kept in the shadows of ignorance leading to their suffering. Those who use religion for their sovereignty over others are dangerous and disposing of them is extremely difficult.” The faith that we follow, that dictates our deeds and actions, what religion is it? What is the book that provides us with our decrees and demands? If that religion is Islam and the book is the Quran, then it opposes the repression, the behaviors of the past years and the withdrawal of billions from the country’s treasury. It condemns the exploitation, abuse and oppression of the people on the part of the government.

Honorable Dr. Rouhani,
I, the Iranian who has been accused of being a seditionist and troublemaker was witness to how the Basij forces fired bullets at people from their bases then put the blame for the atrocity on the shoulders of the innocent people. Naturally I don’t feel I deserve to hear the interrogators of the Intelligence Ministry tell me my death will be advantageous to the Islamic Republic. If I shouted out, it was a shout against injustice, abuse and assault on the part of the ruler. If I wrote, I wrote of my pain, I wrote about the invasion into our private lives, I wrote about violating our rights and insulting our views. If I stood in a line alongside students, workers, women, and the people of Iran, it is because just like them I am disgruntled with the state of the country, which causes our suffering.

Honorable Dr. Rouhani,
I would like permission to point to a reality I was witness to, or I should say embroiled in as an example of the political strife and security disarray in the nation. Last year during the painful events following the earthquake in Azerbaijan, I along with a group of others went to the earthquake stricken region to help our hurt countrymen. On what basis were we assaulted and detained with no legal warrant? We were issued trumped up charges such as “endangering public health through the spread of moldy bread and spoiled canned foods,” “contempt of court and resisting officers,” “gathering and collusion with the intent to harm national security by sharing news with foreign media outlets,” “fabricating lies about various entities,” “spreading news of imminent arrest before being detained,” “preparation and distribution of questionnaires with the intent to harm the Islamic Republic,” “possession of audio and video clips in the camp that were insulting to Imam Khomeini,” “destruction and burning of illegal goods before the arrival of officers,” and “possession of illegal satellite dishes.” These are examples of the charges fabricated by the Tabriz Ministry of Intelligence in collaboration with the Deputy Prosecutor of Tabriz. Another fabricated charge against us was “spreading Baha’i propaganda” due to several Baha’i countrymen being among our volunteer group. These false charges were brought against us while the reality is that our volunteer group at Sarand camp had gone to Azerbaijan to help our earthquake stricken countrymen in the spirit of what was in the best interest of our nation. This event was nothing new. Today any freedom loving human being who acts in the best interest of his/her country and the people ends up in the same predicament with false accusations and fabricated dossiers based on trumped up charges such as “insulting the regime,” “acting against national security” and hundreds of other distorted charges. I have said many times that we should be afraid of our future if we continue on this path, for the current crisis will get to a point of no return. Imam Ali stated that acting without logic and breaking the law invariably creates chaos in a person’s soul and disarray in his religious conviction.

Honorable Dr. Rouhani,
We all know that you have difficult days ahead of you. You know better than anyone the hurdles facing this nation and the difficulties in providing answers to the quandaries of the people. As a political prisoner I know that there is no benefit in putting added pressure on you by constant reminders of the brutality of the past years and fueling the disappointments. You joined the people with a slogan of prudence, moderation and hope. Your experience and knowledge will undeniably pave the way through the present crisis. The tyrant will realize that it is freedom and progress that guarantee security and create independence.

Oh if freedom could sing an anthem
Small
Like that of a bird’s throat
Nowhere would any broken walls remain
It would take many years
To learn
That every ruin is caused by someone’s absence
That growth is fostered by the presence of humans
Ahmad Shamloo
In hopes of your triumph and your success,
Seyed Hossein Ronaghi Maleki
Evin prison – Ward 350

 لینک کوتاه: https://wp.me/p6nXKU-3Bt