ادامه جو امنیتی در تهران؛ استقرار «لباس پلنگی‌ها» در معابر عمومی/ تصاویر
🕓  سه شنبه, ۱۰ام آذر, ۱۳۹۴ /   نظرات

«آمدنیوز»/ گروه سیاسی- گزارش‌های ارسالی از تهران حاکی است جو امنیتی در پایتخت کشور تشدید شده و تعداد پست‌های ایست و بازرسی نیز در این شهر افزایش یافته است.
Tehran-sepah-Pasdaran-Amadnews
به گزارش خبرنگار «آمدنیوز»، تنها یک روز پس از پایان سفر ولادیمیر پوتین به تهران بود که یکی از وابستگان به گروه تروریستی داعش تلاش کرد پرچم سیاه این گروه را در برج آزادی تهران نصب کند، این فرد با تلاش ماموران امنیتی بازداشت شد.

«احمد بخشایش اردستانی» نماینده اردستان و عضو کمیسیون امنیت مجلس نیز درباره تهدید کشور توسط داعش به «تماشاگران امروز» می‌گوید: «این امنیت بدان معنا نیست که داعش در ایران فعالیت نداشته است. بر اساس اطلاعاتی که به من رسیده، بچه‌های امنیتی و اطلاعاتی تاکنون ۱۵۰ مورد طرح‌ریزی و حمله و اقدام تروریستی را سرکوب کرده‌اند و قبل از این‌که اقدامی در عمل صورت بگیرد آن را در نطفه خفه کرده‌اند.»

بخشی از جلسه این هفته مجمع تشخیص تشخیص مصلحت نظام نیز به بررسی گزارش وزیر اطلاعات درباره فعالیت گروه تروریستی داعش در ایران اختصاص یافت. وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در این جلسه گفت که «وزارت‌خانه متبوعش به اعمال این گروه تروریستی اشراف اطلاعاتی دارد» و اعضای این مجمع نیز «از تلاش‌های وی و کارکنان وزارت اطلاعات قدردانی کردند.»
tehran-sepah-pasdaran-Amadnewsبا این وجود شواهد نشان می‌دهد که تهدیدات داعش در تهران جدی است و این گروه قصد دارد چهره پایتخت را در روزهای حساس نزدیک به دو انتخابات مهم در ایران، امنیتی نگه دارد.

ماموران امنیتی و «لباس پلنگی‌ها» در سر تا سر کلان‌شهر تهران مستقر شده‌اند و هر مورد مشکوک را مورد بازرسی قرار می‌دهند. بر اساس گزارش‌ها، روز گذشته نیز فردی با یک بسته مشکوک در ایستگاه متروی مجیدیه بازداشت گردید.

«رضا طالشی جلودارزاده»، روزنامه‌نگار و سردبیر هفته‌نامه‌ی توقیف شده صبح آزادی با انتشار عکسی از ایست و بازرسی خودرو توسط دو پسر جوان که لباس فرم بسیج را بر تن کرده‌اند، از جو امنیتی شبانه در تهران گفت و در مطلبی با عنوان «حکم قضایی برای بازرسی اتومبیل‌ام و عذرخواهی جناب آقای فرمانده و ملتی که حق خود را نمی‌داند» نوشت:
Basij-Amadnews«نوعی از ایست و بازرسی، شبیه آن‌چه که در سال‌های ابتدایی انقلاب در شهرها و روستاها یا در ابتدای ورودی منطقه فکه پس از رود و پل کرخه در هنگامه‌های جنگ برقرار بود! ساعت حدود ۲ و نیم پس از نیمه شب، مورخ ۹ آذرماه ۱۳۹۴، حدود ۵۰ متر بالاتر از پل سیدخندان واقع در خیابان شریعتی تهران، مامورانی با روبند سیاه، نقاب‌دار، چونان ماموران داعش، با ادبیاتی به شدت تند و با صدایی کلفت یکی یکی جلوی اتومبیل‌ها را می‌گرفتند و فرمان می‌دادند که بزنند کنار. من هم با اتومبیل‌ام به همین شیوه و روش به کناری فراخوانده شدم. شیشه اتومبیل‌ام را پایین کشیدم گفتم، بفرمایید!؟ ماموری نقاب‌دار نزدیک شد و به تندی و کلامی خشن گفت: اتومبیل‌ات را خاموش کن و پیاده شو! (درست با همین ادبیات!) من اما امان ندادم. گفتم، شما بفرمایید تو قربان. بیرون سرده! جناب آقای مامور نامحترم شوکه شد. گفت: چی گفتید!؟ گفتم، شما به چه حق و با کدامین ادله قانونی می‌توانی با یک شهروند این‌گونه سخن بگویی!؟ در همین لحظه یکی دو تن از ماموران دیگر به او اضافه شدند. آقای مامور مخاطب بعد از اضافه شدن تعداد همکارانش با پوزخندی فرمودند، آقا می‌گوید من پیاده نمی‌شوم. گفتم، برادر من؛ من برای چه باید پیاده شوم؟! بفرمایید برای من توضیح دهید… یکی از ماموران دیگر پاسخ داد، مانند بقیه. اتومبیل شما باید بازرسی شود؟ گفتم، خیلی خوب. حکم بازرسی قضایی!؟ مامور با شنیدن این تقاضا با صدای بلند فریاد زد، چی! حکم بازرسی! و بعد افزود، آقا چی کاره باشند؟ گفتم، بنده با افتخار یک شهروند ایرانی‌ام و شما هم مامور نیروی انتظامی و مسئول حفظ امنیت بنده. ضمن آن‌که لازم است کارت شناسایی خودتان هم به من نشان دهید! سرگرد جا افتاده‌ای با نام بنگری در همین حین و با جنجالی که در کنار اتومبیل من به پا شده بود آمد جلو، خیلی مودبانه سلام داد و شب بخیر گفت و سپس از همکارانش توضیح خواست. آقایان مامور، ماوقع را برایش توضیح دادند. جناب سرگرد پس از شنیدن سخنان ماموران تحت امر خود با لحنی آرام و به نرمی رو به ماموران غیرمودب تحت امر خود کرد و گفت، حق کاملاً با این آقاست و ادامه داد، برای بازرسی از اتومبیل‌ها نیاز به حکم قضایی است و بعد رو به من کرد و گفت: بنده از شما معذرت می‌خواهم. می‌توانم دستور بدهم ماموری برود حکم قضایی را در همین خیابان پشتی یعنی کلانتری ابوذر بگیرد و برای شما بیآورد. گفتم، ممنونم از شما. پس لطف کنید به ماموران تحت امر خود بفرمایید که بدون حکم اجازه (حق) هیچ‌گونه بازرسی از اتومبیل‌ام را ندارند و نمی‌توانند با آن‌گونه ادبیاتی از من بخواهند که از اتومبیل‌ام پیاده شوم و یا در صندوق عقب اتومبیل‌ام را به روی آن‌ها باز کنم و پوزخند هم نزنند در برابر تقاضای قانونی من! آقای بنگری عذرخواهی کرد و دست‌هایش را سمت من دراز کرد و گفت: شما ببخشید ما را! شب شما بخیر. بفرمایید تشریف ببرید.»
Tehran-sepah-Pasdaran-Amadnewsوی در ادامه نوشته است که «طی حدود بیست دقیقه‌ای که در آن‌جا معطل شدم و شاهد همان برخوردهای خشن و بازرسی کامل از دست‌کم بیست دستگاه اتومبیل‌های دیگر شهروندان، اما حتی یک نفر را ندیدم که مانند من معترض شود!»

عکس‌های ارسالی شهروندان به «آمدنیوز» نیز حکایت از ادامه جو امنیتی غالب در تهران دارد، تصاویری که مشخص است به صورت «یواشکی» از طرف شهروندان ثبت شده است.
Tehran-sepah-Pasdaran-Amadnews

 لینک کوتاه: https://wp.me/p6nXKU-37y